• سخت ترین چیزها در عالم!
حواریون به عیسی (ع)گفتند:ای معلم خوب به ما بیاموزکه سخت ترین چیزها در عالم چیست؟
ایشان فرمودند:سخت ترین چیز خشم خداوند بر بندگان است.
گفتند:به چه وسیله میتوان از خشم خداوند در امان بود؟
فرمودند:به فرو بردن خشم خود.
پرسیدند :منشاء خشم چیست؟
پاسخ دادند: خود بزرگ بینی ،گردن کشی و تحقیر مردم.
• خدایان
صحنه ،صحنه ما نیست . صحنه صحنه خدایان است . من و تو در این صحنه متنی نا نوشته داریم . باید سکوت کنیم ولی بودنمان شاید موثر باشد .خدایا ن هر یک می آیند و بر جای خود می نشینند،این با ماست که باورشان می کنیم یا نه.فرقی با ما ندارند ولی هر یک برای خود نقشی مهم و تاثیر گذار دارند.
یا باید بنده باشی و یا تمام مدت نگاهت به کارگردان .
بازیگران قهاری هستند !بی هیچ مکثی وبی هیچ نقصی.گاهی خسته می شوی ،گاهی این پا و ان پا می کنی ،راحت نیستی ،گفته اند در اخر پاداشی داری به مقدار صبر کردنت ،پس صبر می کنی !نمیخواهی صحنه را خراب کنی ،فکر درافتادن با کسی را هم نداری. گاهی با خودت می گویی کاش من هم خدایی بودم ،آنقدر خدایان زیادند که خدا بودن یا نبودن تو تاثیری در صحنه نمی گذارد.
کارگردان به تمامی بازیگران نگاه می کند حتی سیاهی لشکر.تو نقش مهمی نداری، ولی باز با نگاهش می ترسی! از نقش خدایان میرنجی،تمام صحنه را گرفته اند . کار سختی ندارند ولی بندگان زیادی دارند ،نقش بندگی را دوست نداری !از طرفی خدای عده ای باشی و از طرفی بنده خدایان دیگر!
کارگردان اشاره می کند که نقش من تمام شده!از صحنه خارج می شوم ،صحنه هنوز پا بر جاست باید به اتاقی بروم و منتظر بمانم تا در مورد پاداش کارم با من صحبتی شود.در اتاق هنوز صدای خدایان می آید، می توان آنها را دید.با گفتن متنهایشان به وجد می آیند ولی بندگانشان روز به روز کمتر می شوند.
در اتاق نیز شلوغ است ولی می توان خودت باشی ،نقشی نداری،هنوز باید صبر کنی.
جواب سوال خصوصی
در توضیح این قسمت:
انسان میان خود و طبیعت فرقی نمیگذارد
روح هنوز نتوانسته آنطور که باید بر طبیعت چیره شود و قدرت میان روح و طبیعت در کشاکش هست.انسان در این مرحله به پرستش طبیعت نمی پردازد روح انسانی والامقام است (همان طور که در جادوگری ،فیتیشیسم،جین،و هندو)ولی با این حال آنطور که باید نمی تواند تسلط آنچنانی بر طبیعت داشته باشد پس از طبیعت مدد می گیرد و در صدد تسخیر آن است.
• عقیده ناب
داستان اصطلاح "Ok ":
در آمریکا در انبار کالایی ،کارگر بی سوادی کار می کرد .او موظف بود تعداد کالای داخل هر گونی را شمارش کرده و در صورت صحیح بودن مقدار آن ، روی گونی بنویسد "All Correct" و چون این کارگر بی سواد بود و طرز نوشتن این کلمه را بلد نبود با استفاده از صدای اول کلمه ها ،علامتی روی گونی ها می گذاشت به این صورت که به جای *All*از *O* و به جای *Correct* از *K*استفاده می کرد و به جای کلمه "All Correct" روی گونی ها می نوشت *O.K*استفاده از کلمه ی *O.K* به تدریج فراگیر شد و امروزه مردم سراسر دنیا ،این اصطلاح را به خوبی میشناسند و به کار می برند.
شاید مطلب جالبی بود ،ولی اگر بدانیم شاید بعضی عقایدان که تا حدودی سیطره براعمالمان دارد به همین نحو مورد پذیرش ما قرار گرفته اند ممکن است دیگر مطلب جالبی برای ما قلمداد نشود.عقیده ناب و اصیل عاری از هر گونه خرافه پرستی است عاری از هر گونه بی تفکری .عقل بشر می تواند خرافات را از واقعیات جدا کند و پافشاری بیش از حد بر بعضی عقاید بی اصل و اساس می تواند شکل دینداری را حتی در چشمان خود ما بسیار قبیح جلوه دهد. مثالهای زیادی می توان در این باره زد موضوعاتی که اگر با کمی همت به دنبال تاریخچه آن برویم جز خرافات چیزی دستگیر ما نمی شود. پروبال دادن به بعضی اعمال دینی ، مقدس مآبی و تقسیم بندی مقدس و نامقدس هر شیئ یا هر مکان ،اینها مواردی هستند که می توانند مارا از رسیدن به تفکر و عقیده و دست آخر از عملی ناب و خالص در برابر ذات مقدس دور نگه دارند.مثال اصطلاح *O.K*در عمل باعث زیان به کسی نشده است!! شاید در نگاه اول انسان را از قدرت تاثیر پذیری نهراساند ولی با کمی تفکر و کمی تعمیم در عقاید واعمال روزمره انسان را به خود می آورد .این موضوع زمانی بسیار نمود پیدا می کند که ما بخواهیم هر یک از ادیان را به شیوه تاریخی بررسی کنیم، متاسفانه هیچ یک از ادیان از این امر عاری نیستند و تنهادر شدت و حدت آن تفاوت است.


